موضوع حته داشت برای رژیم درد سر بزرگی میشد ترس عوامل رژیم از یک طرف و فریاد بلند شده مردم از طرف دیگر . حلا انکه میترسید رژیم بود ومردم روستا ها اهمیتی به ژاندارمها نمیدادند وحتی برای انها تره خرد نمیکردند. روزگار طلایی ژاندارمها به پایان رسیده بود این مامورین مفلوک که زمانی ادعای خدایی میکردند برای رفتن به یک ماموریت ساده دها بار اشهد خودرا میخواندند و حتی کار به جایی کشیده سده بود که وصیت نامه مینوشتند چند قتل پیا پی از مردم عادی تا کارمند دولت تا نزول خور انجام شد که تمام انرا به عهده حته انداختند هر نوع کشتار کوری که انجام میشد با آب وتاب به عوامل ضد رژیم ودار ودسته حته تحمیل میگردید در ان زمان به هیچ وجهی کسی مخصوصا " چون حتی قادر نبود با رسانه ای ارتباط برقرار سازد و آنچه بود شایعه بود و اوباشان وراهزنان از این موقعیت استفاده کرده ودست تعدی وتجاوز به مردم بی دفاع دراز کردند و عوامل رژیم یا از روی ترس یا دانسته وبا نقشه دخالت نمیکردند و چه بدبحتی ها که به سر مردم بخت بر گشته نیامد چه بی ناموسیها که صورت نپذیرفت بطوریکه مردم مخصوصا" روستاییان به غلط کردن افتادند  وتمام این بد بختیها را به گردن حته می ا نداختند آن جواتی که روزی آرزوی جان بازی درراه اوداشتند حالا برایش آرزوی مرگ میکردند واگر کسی از فامیل های حته هم حرفی میزد ومیگفت ای افراد از حته نیستند اورا تا سر مرگ کتک مبزدند. کم کم حته از نظر ها افتاد  در این زمان نامه کاملا" محرمانه به این شرح به روسای ساواک ژاندارمری وشهربانیارسال گردید به دستور مقام وزارت ظرف مدت ۲۴ ساعت تمام دار ودسته حته و مخصوصا" نامبرده قتل وعام شوند و جنازه تکه پاره انان خصوصا" حته در معرض دید عموم قرار گیرد سرپیچی از دستوروهر گونه سستی قابل اغماز نیست وبه شدت بر خورد خواهد شد.. اراذل واوباش وسارقین مست باده وبی خیال از اینگه تمام رفتار وکردار انها رسد شده وکاملا" شناسایی گردیده انداز چند طرف مورد حمله تمام نیروها با تمام قدرت شدند در ظرف مدت یاد شده جمعا" ۸۳ نفر از انها در اثر ظرب گلوله وبازوکا وتیربار کشته شدند بطوریکه جناز ه ها قابل شناسایی نبودند اما حته در میان آنها نبود بنا براین یک نفر ازکشته شدگان را که شباهت زیادی به حته داشت به نام حته جا زدند و چند روز بعد تمام این جنازها را به معرض دید اهالی گذاشتند مردم دسته دسته به دیدن این جنازه ها می «آمدند و تعدادی هم با طرف انها سنگ پراکنی میکردند وخوشحال بودند که این دار ودسته وحته کشته شده اند بله بار دیگر رژیم پیروز شدواما سرنوشت حته او با کشتن افرادی که در حق او بدی کرده بودند انتقام خودرا گرفت و چون با مردم ارتباط نداشت وتنها برایش انتقام ارزش داشت دیگر کاری با مردم و ظلم وظالم ومظلوم نداشت و  جانش را برداشت و به یکی از کشورهای همسایه گریخت وزمانی بازگشت که ۹۲ سال سن داشت و  رژیم گذشته ساقط و کسانی که اورا میشناختند یا مرده یا کوج کرده بودند اما بعد یک سال از ورودش به خاک وطن نگذشته بود که در میان فامیل جان به جان آفرین تسلیم کرد.تمام